(دوقلوها) امير عباس و ارغوان(دوقلوها) امير عباس و ارغوان، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره
افراافرا، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 11 روز سن داره

(دوقلوها) - امیر عباس و ارغوان باقری + افرا کوچولو

پایان بیست و نه ماهگی به روایت تصویر ...

1394/5/14 14:25
نویسنده : مامان دوقلوها
2,202 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

به سلامتی و دلخوشی این ماه از زندگی جگر گوشه هامون هم گذشت

 

دیگه کلی برا خودتون خانم و آقا شدید زیبابغل

 

ارغوان جونم سوره کوثر و توحید و صلوات رو یاد گرفته

 

چند تا شعر بلند بالا رو از حفظ کرده محبت

 

داداشی هم ای دست و پا شکسته میخونه چشمک

 

ساعتها با هم مامان بازی میکنید البته تو جلد اطرافیان

 

ارغوان نقش عمه مریم رو بازی میکنه که یه دختر کوچولو داره به اسم طنین

 

امیر عباس هم نقش بابای طنین رو ایفا میکنه، کلی هنر پیشه شدید گلهای مامان خندونک

 

گاهی هم میزنید به تیپ و تاپ هم و دعواهای خواهر برادری خطاقهر اون زمانه که

 

قیافه مامان اینجوریه خسته  بی حوصله بعد سکوتدلخور بعد عصبانی شاکیبعد گریهگریه

 

تو این ماه هم کلی مهمون بازی داشتیم آخه ماه رمضون بود و افطاری ...

 

 

 

خونه خاله لیلا ... دختر خاله و دختر دایی و دوقلوها

 

 

 

 

ژستهای ارغوان جون قبل از مهمونی با لباس و کیف مامان دوز

 

 

 

 

شیطنت دوقلوها قبل از رفتن به مهمونی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پا تو کفش مامان   خندونکچشمک

 

 

 

 

اینجا هم خودمون منتظر مهمونیم

 

 

 

 

 


 

خرید با دوقلو قند عسلام

 

 

 

 

ماجرای سفر عید فطر

 

روز آخر ماه رمضون با بابا تصمیم گرفتیم که ببریمتون لب رودخونه بالای دیزین

 

ظهر رفتیم اونجا و ناهار شما رو دادیم و بابا پیشنهاد داد حالا که تا اینجا اومدیم

 

افطار بریم اول جاده چالوس و آش بخوریم منم قبول کردم و راه افتادیم

 

وقتی رسیدیم متوجه شدیم که جاده رو یک طرفه کردن تعجب

 

خلاصه توفیق اجباری رفتیم سمت چالوس بدون امکانات و لوازم سفر خندونک

 

اونم با دو تا بچه گیج

 

شب رسیدیم جا نداشتیم همه هتلها پر بود کلی گشتیم تا بالاخره

 

یه جا گیر اوردیم و شب رو اونجا سپری کردیم و صبح زدیم بیرون

 

و رفتیم نمک آبرود ...

 

 

کنار رودخانه و آب بازی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیزین و هوای عالی و آسمون صاف

 

 

 

کنار ساحل و آب بازی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تله کابین نمک آبرود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ماجرای ناهار ما

 

بعد از کلی بازی گوشی و شیطنت و تفریح تو شهرک نمک آبرود موقع ناهار شد 

 

و حسابی گرسنه شده بودید و بوی فست فود هم بهتون خورده بود و خلاصه ...

 

کلی نشستیم و منتظر تا به حال اینقدر آدم منتظر غذا ندیده بودم

 

خیلی شلوغ بود و غذا تموم شد مجبور شدیم بریم یه رستوران دیگه با غذاهای سنتی

 

اونجا هم خیلی شلوغ بود و از گارسون خواهش کردم هر غذایی که زودتر آماده

 

میشه رو بیاره چون واقعا دیگه تحمل نداشتید هم گرسنه بودید و هم خواب آلود

 

 

اینم چند تا عکس از چهره  گرسنگان ما ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کیک تولد هیچ کس...

 

وقتی این کیک رو پختم ارغوان و امیر عباس با کلی ذوق اومدن و

 

پرسیدن مامان تولد کیه منم گفتم تولد هیچ کسه خندهاونا هم باورشون

 

شده بود و با خوشحالی هلیا رو صدا کردن که بیا خونمون

 

تولد هیچ کسه قه قههقه قههقه قهه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکروز جمعه و رودخانه لواسان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوقلوهای متفکر من

 

 

 

 

 

الهی که همیشه دلاتون شاد و لباتون خندون

 

 

نظرات (29)

مرضیه(مامان 3جوجه طلایی)
14 شهریور 94 6:19
الهی همیشه به گردش و شادی .
مامان ریحانه
14 شهریور 94 10:36
ای جااااااانم ببین چه عسلایی شدن این فرشته کچولوهای ناز نازی آغاز سی ماهگیشونم مبااااااارک چه سفر یهویی و به قول خودتون توفیق اجباری شده آی این سفرها مزه میده فدای شیرین زبونیهاشون تولد هیچ کسه ماشالله به اینهمه سلیقه واقعا شما با سلیقه اید ببخشید عزیزم میشه لطف کنید و بگید اون غذای که به سیخ چوبیه چیه همونا که بغلش سیخ گوجه هست شرمنده دوست عزیزم ارغوان و امیر عباس نازمو خیلی ببوسید
مامان شایلین
14 شهریور 94 17:07
29 ماهگیتون مبارک دوقلوهای ناز ،ماشالله چقدر بزرگ شدین و ناز . انشالله همیشه به گردش و شادی معلومه این وسط به بچه ها حسابی خوش گذشته. به به چه مامان با سلیقه ای هم تو اشپزی هم تو دوخت لباس برای بچه ها ای جانم با اون شیرین زبونی هاشون خدا براتون نگه داره 3 روز دیگه تولد دخترمه خوشحال میشیم بهمون سر بزنید
♥ مه آ سا ♥
15 شهریور 94 15:56
29 ماهگیتون مبارک عسلای من فداتون بشم خیلی عکساتون قشنگه من از خدامه با ارغوان جون و امیرعباس جون دوست باشیم دوست کوچولوهای من خوبین ؟ سلام عزیزم شما خوبی ؟ افتخار میکنم به وبلاگ منم بیاین . اگه در تلگرام هستید خیلی خوشحال میشم با هم در ارتباط باشیم عزیز دلم
مامان هانیه
15 شهریور 94 16:42
سلام مامانی همیشه به سفر و شادی عزیزم الهی شکر که سفر براتون لذتبخش و دللچسب بوده . کلی از دیدن عکسهای زیبای گلهای قشنگم لذت بردم . الهی خداوند همیشه حافظ ارغوان گلم و امیرعباس عزیزم باشه . بووووووووووووووووووووووس به روی ماه فرشته های نازم
مامان فاطمه حانیه
15 شهریور 94 16:57
الهی همیشه به شادی خداجون یه بوس آبداربکن چه بامزه بود جریان کیک تولد هیچ کس
♥ مه آ سا ♥
15 شهریور 94 17:12
مامان راحله
15 شهریور 94 18:29
همیشه به گردش و شادی دوستم
مامان راحله
15 شهریور 94 18:30
آفرین مامان هنرمند فدای دوقلوهای نااااااااااااااااااززززززز
عمه فروغ
15 شهریور 94 19:40
29 ماهگیتون مبارک دوقلوهای دوست داشتنیبه به آفرین به دخترک شعرخون و قرآن خون همیشه به شادی و گردش ان شاا.. همیشه خوش باشید آخی عزیزم تولد هیچ کسماشاا.. به دوتاشون
مامان آینده
16 شهریور 94 11:26
همیشه به گردش و تفریح. عکسای زیبایی بود
مامان فاطمه
19 شهریور 94 13:37
عزیزم من عاشق دوقلوهام زنده باشن
*مهدیس*
19 شهریور 94 22:52
پستت عالی بود دوست گلم ماهم سفری به نمک ابرود و چالوس داشتیم و از مناظر زیباش لذت بردیم دوقلوهای نازتو ببوسپیش ماهم بیا
مامانی رضا
21 شهریور 94 10:57
سلام عزیزم.. خدا حفظشون کنه چه دوقولوهای خوشگلی ای جونم ... چه دوست داشتنی انشاءا... زندگی چهار نفرتون پر باشه از خاطرات خوب و خوش و سلامتی
مامان فدیا
21 شهریور 94 12:54
ای جانم چه سفر پر خاطره ای خواهد شد واییییی منم بعضی وقتها نمیتونم تحمل کنم انقدر رستورانها طول میدن وای به این دو تا فینگیل
مامان فهیمه
22 شهریور 94 15:31
عزیزم عکسای سفر عاااالی شدهواااای چه مامان هنرمندی افرین
عباس پدر مهربان
23 شهریور 94 8:56
سلام خیلی زیبا شدن
نسترن
2 مهر 94 16:25
سلام عزیزم باتبادل لینک موافقی؟
نسترن
5 مهر 94 1:56
مرسی که تشریف اوردین وممنون ازدعاتون
اکرم
6 مهر 94 12:23
سلام عزیزای دلم امیدوارم همیشه شاد باشید دوقلوهای ناز نازی
شیما مامی شاهین کوچولو
6 مهر 94 22:27
ای جوووووونم عزیزای دلم، قربون ژست گرفتناتون،،، عشقولانه هاتون منو کشته ای ول داری اعظم جون هم خیاطیت عالیه هم اشپزیت حرف نداره،،، اورین اورین
ابجی سجاش
11 مهر 94 17:31
سلام خاله جون ودوقلوهای جیگرم ما شاءالله بزرگ شدن فداتون دلم براتون تنگ شده
ابجی سجا
12 مهر 94 11:10
پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد هر کجا هست ، به هر فکر ، به هر کار ، به هر حال ، عزیز است خدایا تو نگهدارش باش . . .
ابجی سجا
12 مهر 94 11:11
قربون هردوتاشون جیگرااا
مامان دوقلوها
14 مهر 94 0:29
سلام مامان عزیز ! هزار ماشالا چقدر این دوقلوهای خوشگل خوشمزه شدن مامانی کلی هم شییه بابایی شون هستن ها !! واقعا هنرمند هستین هم بابت لباس و کیف گل دخمل هم عکسهای خوشگلتون و هم کیک حتما خوشمزه که آدمو به هوس میندازه ! ایشالا که همیشه خوش و شاد باشین و همیشه به گردش و تفریح بگذرونید .
مامان فاطمه
20 مهر 94 17:48
به به چه عکسای قشنگی چه مامان خوش ذوق و با سلیقه ای چه هنرمند هم لباسا و هم اشپزی و غیره الهی همیشه دلتون شاد باشه خدا این دوتا فرشته ناز خوش تیپ و خوش عکسم براتون نکه داره عالی بود
ــــــدلارامــــــ
20 مهر 94 19:59
سلام مامانه نینی ها ماشالا نینیه های نازی دارین منم قراره خاله شم و واسه همین یه وبلاگ واسه نینیه تو راهیمون درست کردم خاله دلارام و نینی فوگول خوش حال میشن به وبلاگشون سر بزنین
مامان زهره
22 مهر 94 12:00
سلام خانمی خیلی وقته پست نذاشتی امیدوارم هر چه زودتر پست بزارید تا خیالمون راحت بشه ببوس دوقلوهای ناز وبی نظیرت رو
مامان فهیمه
23 مهر 94 14:06
واااای که چقد عشقین شما دو تااااااا عزز م اون عکسی که دوتایی دارن عینکاشون رو نشون هم میدن و اونیکه همدیگرو بغل کردن خیلی حس خوبی داره